الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

24

تفسير تطبيقى (فارسى)

معصومان عليهم السّلام ( نزد شيعه ) و يا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و صحابه ( نزد اهل سنت ) روا مىشمرد . در اين ديدگاه چند طيف قرار دارند كه به طور سربسته « راغب اصفهانى » به انديشه آنان اشاره كرده و مىگويد : براى هيچ‌كس تفسير قرآن روا نيست ، هر چند دانشمندى اديب و آگاه و آشنا به علومى مانند فقه ، نحو ، اخبار و آثار باشد ، و تنها در تفسير بايد به روايات ( تفسيرى ) پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و صحابه‌اى كه شاهد نزول بوده‌اند و نيز تابعينى كه از آنان گرفته‌اند اكتفا شود . « 1 » راغب اصفهانى يكى از ادله اين گروه را سخن ابو بكر ( خليفه اول ) مىداند كه چون درباره تفسير حرفى از كتاب خدا از او پرسيدند گفت : كدامين آسمان بر من سايه افكند و كدامين زمين مرا دربرگيرد و كجا روم و چه كنم اگر در مورد كتاب خدا سخنى با رأى خودم گويم . « 2 » در بين تابعين نيز « سعيد بن مسيّب » ، « 3 » « عبيدة سلمانى » ، « 4 » « شعبى » ، « 5 » « نافع » « 6 » و . . . « 7 » در همين جرگه به شمار آمده‌اند . طيف ديگرى از اين ديدگاه كه در قرون اخير جلب نظر مىكند ، اخباريون « 8 » نام

--> ( 1 ) . حسين راغب اصفهانى ، مقدمة جامع التفاسير ، ص 93 ، قرطبى نيز مىگويد : « برخى از دانشمندان گفته‌اند تفسير موقوف بر سماع است ولى اين قول فاسد است » ، ر . ك : محمد قرطبى ، الجامع لاحكام القرآن ، ج 1 ، ص 33 . ( 2 ) . محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 261 ، البته هر چند ديرى نپاييد كه ابا بكر اين احتياط را از دست داد و در پاسخ به معناى « كلاله » گفت : « من رأى خودم را مىگويم اگر درست بود از خداست و اگر نبود از من و از شيطان است ، كلاله به اين معناست . . . » ، ر . ك : همان ، ج 1 ، 261 . ( 3 ) . ر . ك : ابن جرير ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 37 ؛ محمد طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 4 . ( 4 ) . حسين بغوى ، شرح السنة ، ج 1 ، ص 265 ( 5 ) . ابن جرير ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 38 ( 6 ) . ر . ك : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 10 ؛ جامع البيان ، ج 1 ، ص 37 . ( 7 ) . ابن جرير طبرى اقوال اين افراد و ديگران را يك جا آورده است ، ر . ك : جامع البيان ، ج 1 ، ص 37 - 39 . ( 8 ) . اخبارىگرى به عنوان يك تفكر و انديشه از زمان ملا محمد امين استرآبادى ( م 1032 ق ) در شيعه شكل گرفت . ( درباره تعريف اصطلاح « اخباريون » و چگونگى شكل‌گيرى آن ، ر . ك : حسن